![]() |
![]() |
|
| علمی |
|
افرادی که دچار نگرانی، دلهره و اضطراب ، وحشت از آینده ، بی ارادگی عدم اتخاذ تصمیم ، احساس خستگی ، سردرد ، بیخوابی ، عدم اعتماد و نظایر آنرا دارا هستند. البته این حالات فوق گاهی اوقات در همه افراد دیده می شود ولی کسانی که مرتباً بر ایشان این حالات تکرار می شود مثلاً چند برابر در روز باید به روانپزشک مراجعه نمایند. زیرا فرق می کند امام من به عنوان نویسنده این کتاب با جرأت تمام بشما می گویم آن دسته از افرادی که به مشکلات مذکور مبتلا هستند و یا می شوند شخصیت های سست عنصری هستند که خیلی زود و براحتی در معرض مشکلات یاد شده قرار می گیرند . زیرا با داشتن همه چیز یعنی کار، زندگی ، خانواده مشکلات آنان مورد خاصی ندارد. آنچه که این دسته افراد ندارند جایگاه و پایگاه خداوند در قلب آنان هست آنها با همه کس و همه چیز ارتباط برقرار می کنند و ارتباط دارند جز خداوند قدر متعال . من صراحتاً اذعان می دارم آنها چون رابطه ای با خدواند ندارند دچار مشکل می شوند در حالیکه ارتباط با خالق بزرگ توسط نماز واقعاً به انسان آرامش قلبی میدهد سعی کنید با خالق خود در مورد مشکلات خود راز و نیاز و دعا کنید از خداوند کمک بخواهید . هرگز این نکته را فراموش نکنید خداوند به جلال و جبروت خود سوگند یاد کرده است اگر کسی امیدش غیر از من به کسی باشد من امید اور ا ناامید می کنم پس رو به سوی خدا کنید و با خواندن دو رکعت نماز حاجت بین الصلاتین (ما بین دو نماز) مانند نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشاء از خداوند طلب سلامتی و دعا کنید با خلوص نیست از خداوند نخواهید قطعا او «هو الشافی» هست و هر روز آیه الکرسی را در سوره بقره قرآن مجید بخوانید به نیّت سلامتی برخود بدمید و زیر لب همیشه «یا من اسمه دواء و ذکره شفا» بگویید که نام و یاد خداوند بزرگ شفا دهنده همه دردها و الام درونی و مشکلات شماست برنامه ریزی درست در کار و زندگی خود داشته باشید. و بعبارتی پایتان را از گلیم تان فراتر نگذارید در زمینه های منفی رقابت و چشم و همچشمی نکنید که چرا فلان مدل مبلمان را که فلان فامیل شما دارد و شما ندارید این گونه احساس کمبود روح شما را فرسایش داده و شما را بیمار می کند من هرگز در زندگی افسوس مادیات را نمی خورم دلم می خواهد یک زندگی ابتدایی و معمولی داشته باشم که البته آنرا فعلاً هم ندارم ولی خداوند را شاکر و سپاسگذارم زیرا هرچه او می دهد نعمت هست و هرچه که نمی دهد مصلحت اوست . باز هم از قول حافظ شیرین سخن می گویم. بشنو این نکته که خود را زغم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی و هرگز با قرض و وام و خرید اقساط خود را درگیر نکنید زیرا همیشه این نگرانی در شما وجود دارد که اگر نتوانید یک قسط از اقساط خود پرداخت کنید چقدر تحت فشار روحی و روانی و استرس قرار خواهید گرفت به انسانیت و مقام والای انسانی و معنویات بها بدهید قطعاً وقتی شما دارای چنین شخصیتی ، باشید بزودی درخواهید یافت که محبوب همگان قرار خواهید گرفت و بدانید که مصداق این شعر چقدر با معناست . به مال و جمال خویشتن غره مشو کانرا به شبی برند و آنرا به تبی همه تجملات زندگی جزء زرق و برق و از بین رفتنی هستند انچه مهم هست اندیشه و تفکر و تعلق هست من اکنون که در حال نوشتن این کتاب هستم و صفحات بسیاری را با قلم سیاه نموده ام در حالیکه پول نشر این کتاب را هم دارا نیستم ولی مأیوس و نگران نیستم زیرا «پایان شی سیه سفید هست» بالاخره اینطور هم نخواهم ماند زیرا توکل به کسی کرده ام که همه چیز از اوست و او همه چیز را دارا هست و قادر متعال هست از خداوند می خواهم این قلمی را که با ان اندیشه ام را نی نگارم اولاً شکر که اندیشه و قلم مرا از من نگرفته و چنانچه به چاپ رسید یقیناً بدانید خداوند ارحم الراحمین به من کمک کرده و دستم را گرفته هست . زیرا باید دیگر نگری داشته باشیم دیگران ما را می بینید رفتار ،گفتار ، طرظ تفکر و شخصیت ما را تحت نظر می گیرند و در واقع آینه خوبی برای ما هستند ما می توانیم از یکدوست مخلص و بی ریا بخواهیم معایب و محاسن ما را به ما بگوید و در صدد اصلاح خود برآییم معایب را تبدیل به محاسن کنیم خود نگری به ضرر شخص تمام می شود درست مثل اینکه فقط به مشکل خود فکر کنیم و فکر کنیم که هیچکس مثل ما و به اندازه ما مشکل ندارد ، نه اینطور نیست دیگران به مراتب بیشتر از ما مشکل دارند. سعدی رحمه الله علیه می فرماید: روزی با پای برهنه به بازار جهت خرید کفش می رفتم در نیمه راه شخص را دیدیم که یک پا نداشت از همانجا از خرید کفش منصرف شدم و به خانه برگشتم و خدا شکر کردم که پا دارم اگر چه کفش ندارم کفش داشتن مهم نیست پا داشتن را سپاس بداریم. فقط خود را و مشکل خود را نبینم دیگران ببینم آنوقت خواهیم دید چقدر خوشبخت هستیم خود نگری با خودشناسی فرق دارد و دیده بصیرت لازم دارد اول خود را بشناسیم کی هستیم؟ چی هستیم ؟ شخصیت ما مثبت هست یا منفی؟ چه صفاتی داریم؟ و چه صفات بدی که نباید داشته باشیم . و دوست خوب آینه ماست . به مصداق این شعر. دوست آنست که عیب دوست روبه رو گوید نه چون شانه پشت سررفته ، مو به مو گوید دشمنان دانان بهترین دوستان ما هستند و اشخاص بزرگ را از روی دشمنانشان می توان شناخت. دوستی با مردم دانا چو زرین کاسه ایست نشکند وربشکند باید نگاهش داشتن دوستی با مردم نادان سفالین کاسه ایست بشکند ور نشکند باید بدور انداختن کلاً وقتی خود را با طبقه پائین که از نظر مادی چندان تأمین نیستند.و مشکل دارند مقایسه کنیم از آنجایی که مادیات در زندگی امروز متأسفانه حرف اول را می زند و زندگی بر محور مادیات می چرخد می توانیم آرامش حداقل نسبی داشته باشیم و راحت تر زندگی کنیم و در دوستیها با اشخاص طبقه بالا از نظر فرهنگ و معنویات مدین خود بیفزاییم . ساده زیستن آرامش در بردارد هرگز به هیچ قیمت آرامش دورنی خود را به بهای تجملات زندگی از دست ندهید که در آن صورت کشمکش و پریشانی و گرفتاری و بیماریهای روحی و روانی را بدست خود خریده اید . و تا برقراری این نابسامانیها جهت برقراری تعادل وقت و انرژی جسمی و روحی خود را متضرر شده اید. آنهایی که برای باصطلاح رفاه زندگی خود به دو یا چند شغل اشتغال می ورزد بر اثر خستگی زیاد و نداشتن استراحت کافی و نرفتن به مسافرت دچار افسردگی و بیماری های روحی می شوند. همه چیز از قبیل، خانه ، اتومبیل آخرین مدل مبلمان جدید ، موبایل و غیره و... دارند ولی اعصاب و روان آرام ندارند مردگان متحرکی بیش نیستند در واقع با روبات چندان فرقی ندارند. شوهر نسبت به زن پرخاشگر و عصبی هست مادر نسبت به فرزند عصبی و بد خلق می شود زیرا شوهر بر زن تأثیر گذاشته و رفتار زن یعنی مادر هم بر روی فرزندان بیگناه اثر می گذارد. بیائید هرچه زودتر خود را از این گرفتاریها کا نامش را رفاه گذاشته اید فاصله بگیرد تا آرامش و تعادل روحی و درونی شما برقرار شود که به زحمت پول در می آورید و به راحتی هزینه دوا و دکتر می کنید این چه ظلمی هست که در حق خود می کنید؟ و حتی در حق فرزندان خود زیرا نوجوان شما که در آستانه بحران بلوغ قرار دارد به بیماری جنون مبتلا می شود . آیا شما واقعاً پدر و مادر هستید. پدر و مادر که باید دریای محبت باشند و فرزندان خود را سیراب کنند بچه های شما در اثر کمبود محبت به دوستان نایاب پناه می برند دختر شما بسوی دوست پسر می رود و پسر شما به سوی دوست دختر کشیده می شود در حالیکه شما می توانید با محبت آنها را بطرف خود بکشانید که می گویند از محبت خارها گل می شود. شما به مترسک بیشتر شباهت دارید تا به واژه مقدس پدر یا مادر . بچه های شما با خانه ی ویلایی که در آن با شما زندگی می کنند و سوار اتومبیل آخرین مدل شما می شوند بیشتر در معرض انحرافات اخلاقی هستند تا آن خانواده ای که در خانه ای محقر ولی در دریایی از محبت و عاطفه که موج می زند زندگی می کند و آرامش دارد و در سلامت اخلاقی کامل بسر می برد. با فرزندانتان که دوره بحران سن بلوغ را می گذرانند با آرامش و محبت و مهربانی با آنان مدارا کنید آنها را مشاور خود قرار دهید در تفریحات خانوادگی مسئولیت خرید و یا پختن غذا و یا نظافت را به آنان محول کنید زیرا در این سنین اگر با خشونت و پرخاشگری که به اقتضای سنشان ترس بلوغ را دارند برخورد کنید ممکن است خدای ناکرده دست به افتخار بزنند به آنان آموزش دهید که با مشکل جنسی چگونه باید برخورد کرده و خویشتن دار باشند تا مرتکب عمل زشتی در جامعه نشده ابروی خود و آبروی شما را نریزند. در ادامه بیماریهای روانی که نام برده ام شما خیلی راحت می توانید فقط رز تفکر و رفتار خود و فرزندان و یا همسر خود را به سمت مثبت گرایش دهید بیماری خودبخود برطرف خواهد شد. مثلاً دروغگویی با درمان دارویی بهبود نمی یابد و یا دزدی علاج واقعه را قبل از وقوع باید پیشگیری کرد از درمان مهم تر هست. دکتر آلکسیس کارل طبیب و خداشناس مشهور می گوید: پرخوری ، اعصاب خصوصاً اعصاب مغزی را ناتوان ساخته و یک نوع اختلال عصبی و روحی در شخص پدید می آورد که آثارش در کسالت و پکری و تنبلی و خونسردی و حالت بهت و خواب و غصه و تسلط خیال و رؤیاهای موحش و ترسهای بی مورد مشهود هست. «معالجه امراض عصبی با اجرای چهار ستون امکان پذیر هست.» 1- روبرو شدن با ناراحتی عصبی و مبارزه ن در حالیکه عصب بر شما غلبه می کند درهم نروید مثلاً در مورد اعصاب معده که دستگاه گوارش شما را ناراحت کرده اند مبارزه کنید فکر نکنید این درد قابل درمان نیست بخود بقبولانید با رژیم صحیح می توان از ناراحتی معده رهایی یافت . نگذارید حالت اضطراب ناشی از درد، شما را ضعیف کند و موجب افزایش ترشح «آدرنالین» گردد و با تحرکات عصبی سوء هاضمه ایجاد نماید با نیروی اراده می توان درد را تحمل کرد به عوامل حیاتی رو آورد کم کم آرامش عصبی پدید آمده ، فعالیت آدرنالین کم و ترس و بیماری از شما بیرون برود با تحریکات عصبی مبارزه کنید تا بر مرض چیره شوید البته ناراحتی عصبی با استراحت و مراقبت لازم بتدریج از بین می رود و شما بهبود می یابید. 2- تن به بیماری ندادن کلید درمان است به دستهایتان نگاه کنید اگر در آنها عرق یا لرزش می بینید . این چیزی جز فشار فیزیکی اعصاب و آزادکردن «ادرنالین» عصبی ناشی از ترس و اضطراب نیست این حالت عصبی هیچگاه شدت نمی یابد و مانع کار دستهای شما نخواهد شد. به شما توصیه می کنیم جرأت تحمل ارتعاش دست و عرق کردن ان را داشته باشد که خ.د وسیله بهبودی مرض عصبی است بنابراین استقبال از ناراحتی عصبی و تحمل خود به درمان درد کمک می کند من نسبت به اکثر دردهایی که به سراغم می آید بی تفاوت می مانم بعد می بینیم که آن درد خودبخود از بین رفت بدون مراجع به دکتر و درمان. 2- از ترس و وحشت بپرهیزید و هیچگاه بیمی بدل خود را ه ندهید. به قلب خود توجه نمائید ، واهمه نداشته باشد . فرض کنید شما تحت معاینه پزشکی قرار گرفتید و بیماری شما تنها ناراحتی عصبی تشخیص داده شده است . فکر ناراحتی را از خود درو کنید، ورزش نمائید ، دیری نمی یابد خواهید دید ضربان قلب شما کم شده و کار ان عادی گردیده است ضربان قلب شما با فلسفه فکر شما یعنی استقبال از خطر و مبارزه با آن هم آهنگی نموده و طپش خود را کم و ضربان را مرتب می نماید مانند کسیکه در جریان آب قرار می گیرد و شناوری می نماید با جهت امواج آب به این سو و آن سو می رود همانطور نیز شخص عصبی باید خود را در مسیر عکس العمل اعصاب بدون اینکه مانعی سر راه ان بتراشد قرار دهد. موقعیکه مریض می گوید من سراسر روز را کار کرده و ناراحت شده ام مسلماً رو پر فعالیتی داشته است درین حالت توصیه می شود که سخت گیر نباشید اگر جسم شما به ارتعاش عصبی افتاد بگذارید بلرزد و خود را مجبور به متوقف ساختن آن نکنید حتی اقدامی بر آرامش آن ننمائید این فکر شما را مهیا برای استقبال از خطر نموده و به طبع آن آرامش تدریجی اعصاب بوجود خواهد آمد. بگذارید بدن شما حالت عادی و فعالیت معمولی خود را بدون کنترل شما بازیابد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 10 آذر1388ساعت 18:12 توسط مینو شکوهمند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 مهر 1387 |
|
RSS
|